قاسم مُنهی
زادهی تهران، سلسبیل، بیمارستان اقبال
اواخر خرداد ۱۳۵۶ بذر مرا پدر کاشت به خوشخیالی که یکی خواهد آمد که چنان کند و چنان ....
و من بعد از پایان دوران آبستنی مادرم به دنیا آمدم به بیست و هفتم اسفند سال هزار و سیصد و پنجاه و شش.
و پدرم تا چهل و هشت سال بعد زنده ماند تا ببیند چه میشود.
اتفاقی نیفتاد....
همین
«امروز تراش برداشتم و خود را تراشیدم و تراشیدم و تراشیدم تا جوهر در رگهایم به قلم استخوانهایم بنویسد ....»