دلالی کلمات
و چه مقوله ی سخت و پر از ازدحامی است این دلالی کلمات.
اگر دلالی کلمات برای یک نویسنده رنگ و جلا نیافته باشد نوشته های او آنقدر ساده به نظر خواهند رسیدکه خواننده احساس خواهد کرد که این مطلب را یک نویسنده ننوشته است بیکه یک کودک ابتدای راه نگارش مشغول به نوشتن شده است.
انسان چه بخواهد و چه نخواهد با این مقوله از دارایی در میان واژه ها و لغاتی که در اندوخته ی خود دارد روبرو می شود و به واسطه ی دانشی که کسب کرده و می کند هر روز به این می اندیشد که بجای کدام کلمه از چه کلمه ی بهتری می تواند استفاده کند تا متن نوشتار عیار بیشتری برای خوانده شدن پیدا کند.
مقوله ی دلالی کلمات برای نویسنده یک مفهوم درونی و در عین حال کاملا در دسترس است که اوج توانمندی آن زمانی بارز و ظاهر می شود که نویسنده هیچ دغدغه ای بجز نوشتن دغدغه اش نداشته باشد.
نویسنده با مواجهه با هر متن تازه ای که می خواند یک دلال تازه از جنس نگارشگری را در وجود خود به سامان رسانده است و بعد از مدتی تعداد این دلال ها به واسطه ی مواجهه با ترکیبات متفاوت نوشتاری زیاد و زیادتر می شود و نویسنده به این موضوع پی می برد که می تواند در ژانر های مختلف و در سبک های مختلف می تواند به چینش کلمات بپردازد.
مثال:
یکی می نویسد (( بابا آب داد )) و دیگری می نویسد(( پدر به ذوق کتمان شده ی نگاه مادر به او آب دادن آغاز کرد تا سیرابش کند به عشقی تازه روییده در این شاخسار )) و دیگری می نویسد(( او را آب دادن آغاز کرد تا بساط عطش بار و بندیلش را جمع کند و برود)) و یکی دیگر می نویسد(( چه شاخسار درخشانی است که انگار پیر دهر به بینهایت سال به آبیاری آن پرداخته)) و دیگری می نویسد (( جیران به نوشیدن آب پدر داده لب جلا می دهد و آخرین قطره ی آب را از روی لبانش می میکد))
اگر دقت کنید در مثال بالا همه ی نوشته ها حول محور آب دادن چرخیده است ولی در ساختار جملات نوشه شده انگار یکی وجود داشته که به نویسنده بگوید استفاده از این کلمه در این جمله بهتر از دیگری است. این گوینده همان دلالی است که در وجود شما به سامان رسیده و شما را در نوشتن و استفاده از کلمات و عبارات زیباتر فریاد رسی می کند.
موضوع دلالی کلمات برای یک نویسنده بسیار مهم است ولی باید به یاد داشته باشیم که با افزایش تعداد این دلال های درونی برای غالب سازی جملات و عبارت و کلمات برای نویسنده می تواند وسواس فکری ایجاد کند لذا من به همه ی دانشجویان می گویم که مطالعاتشان را هدف مند به پیش ببرند که اگر این کار را نکنند گرفتار وسواس کلمات در میان نوشتارشان می شوند و سرعت عملکردشان کاهش یافته و بی نظمی در نوشتار حادث می شود.
در این خصوص دوست دارم بیشتر بنویسم ولی کم گفتن و گزیده گفتن بهتر است که اگر عقل فریاد رس باشد در این روزگار همین اشارت برای اهل قلم کفایت است
در این خصوص مطلب زیاد است ولی من به این مقدار اکتفا می کنم امید است بپسندید
در این خصوص اطاله را کنار گذاشته و الباقی را به دوش هوش خردمند وانهاده که او بهتر تواند رقص را میان دلالان کلمه به ترانه بنشیند و بهره ببرد.
(( هر سه جمله ی بالا تقریبا یک معنا را می رساند. به نظر شما نویسنده کدام یک را باید بنویسد و به نظر خواننده کدام زیبا تر است. داستان استفاده از دلالان کلمه همین است. ))
در استفاده از آن اسراف نکنید که تاوان خواهید داد .
((دلالی کلمات هنر انتخاب است؛ اما نویسنده باید مراقب باشد که بازار کلمات بر قلم او حکومت نکند.))