Skip to Content

شناخت ژانر های ناشناخته و شناخته شده

پیشنهاد من :  این است که بدون توجه به ژانر بنویسید. ژانر به خودی خود پدید خواهد آمد.
1405/04/07 توسط
شناخت ژانر های ناشناخته و شناخته شده
قاسم منهی

شناخت ژانر های ناشناخته و شناخته شده

 

شناختن ژانر در کتاب های نوشته شده و عرضه شده می تواند اساس مناظره های منتقدان باشد که یکی بگوید این کتاب بر اساس ژانر درام اجتماعی نوشته شده و یا ملودرام فلسفی و یا دهها از این نوع دعواهای منتقدانه که اساسا برای نویسنده ی یک اثر کم ارزش و اگر کمی سختگیرانه بگویم بی ارزش است.

موضوع این بحث این است که نویسنده بداند که نوشته ی آفریده شده اش برای ایجاد یک تعریف ذهنی کوچک برای خواننده چه تعریف کوتاهی می تواند داشته باشد.

 در واقع تعریف ژانر یک اثر، یک ابزار است که بتواند موضوع اصلی پرداخت یک نوشته را در غالبی چند کلمه ای به مخاطب معرفی نماید. و مخاطب بر اساس ساختار جهانبینی فردی خود بتواند تصمیم بگیرد که آیا دوست دارد آن کتاب را بخواند یا نخواند. این موضوع در فیلم سازی و تئاتر و هنر های نمایشی هم وجود دارد.

مثلا یک خواننده ی کتاب که علاقمند به خواند در زمنیه ی رئال است اگر بداند که کتاب مد نظرش که هنوز آن را نخریده سوررئال نوشته شده است، در خرید آن کتاب کمی مردد خواهد شد.

حالا با در نظر گرفتن ژانر های متفاوت برای تعریف یک اثر این سوال پیش می آید که کدام ژانر مخاطب پسند تر است؟پ

پاسخ به این سوال کاملا وابسته به جهانبینی اجتماعی موجود در یک جامعه است. مثلا در این روزگار به نظر می رسد که نوشتن داستان های رئال و مستند و واقعی می تواند مخاطب پسند تر باشد ولی زمانی که به گیشه ی فروش کتاب های سالیانه کشور مراجعه می کنیم می بینیم که بسیاری از سور رئال ها و کتاب های فانتزی بیشتر فروخته شده اند. به هر حال نوع جهانبینی اجتماعی موجود در یک جامعه در دوره های زمانی متفاوت باعث تغییر در سلیقه ی خواننده ی اثر می گذارد.

 ولی در این میان یک راز اساسی هم وجود دارد که نویسنده باید آن را در نظر بگیرد تا ژانری که برای نوشتنش بر میگزیند طرفداران بیشتری پیدا کند و آن راز این است:

·         که انسان همیشه دوست دارد بتواند داستان را پیشبینی نماید و زمانی که پیشبینی اش در کشف اسرار یک ماجرا غلط از آب در می آید موضوع نوشته شده برایش جذاب تر می شود.

توجه به همین موضوع باعث می شود که شما در کنار ژانری که انخاب می کنید همیشه بتوانید کلمات مانند (( معمایی)) (( معما گونه )) را استفاده نمایید . و این هنر شما است که شما چگونه می توانید معما را وارد داستانان کنید تا خواننده در عین مواجهه با روال ساده ی داستان با پیچیدگی روبرو شود.

 در بسیاری از نوشته های قدیمی تابناک مانند آثار داستایوفسکس و یا آقای هیوم (( وقتی نیچه گریست)) این پرداختن به معما وجود و حضور دارد و از این رو است که مخاطب هنوز هم دوست دارد آن را بخواند و با آن مواجه شود.

 در فیلمسازی و سریال سازی هم همینگونه است. مثلا در سریال آمریکایی (( دکتر هاوس)) این روال از ساختار تولید شده در میان همه ی قسمت های سریال به شکلی با شکوه دیده می شود که بیننده در تعریف ژانر این اثر تولید شده گیج می شود و بسیاری ژانر این سریال اینگونه تعریف کرده اند (( درام فلسفی کمدی معمایی))

این سریال توانست در کنار همهی پردخاتنی هایی که مد نظرش بوده ژانر معما را به داستانش بیفزاید و به همین دلیل از امتیاز بالایی در میان مخاطبان جهانی قرار گرفت و پسندیده شد.

 نوشتن بر اساس یک ژآنر خاص براینویسنده های حرفه ای موضوعی مهم است. معمولا نویسندگان در اولایل دوران میان سالی تا پایان عمرشان می خواهند آثاری را به یادگار بگذارند که علاوه بر اثر وضعی در اجتماعی تواند برای خودشان هم آورده ی مالی ایجاد کند و به همین دلیل است که آنها در انتخاب ژانری که می خواهند به آن بپردازند بسیار وسواس گونه عمل می کنند و با دقت به آن می پردازند.

معمولا ژانر یک اثر بعد از تمام شدن یک اثر نمایان می شود.

 ممکن است یک نویسنده بخواهد در ایتدا یک ملودرام سیاسی اجتماعی را در نوشتار خود عرضه نماید ولی در پایان ساختار داستانی او یک درام فانتزی و طنز از آب در می آید.

 من معتقدم که انتخاب ژانر در ابتدای نوشتن یک طرح داستانی برای تولید یک رمان و یا فیلمنامه می تواند مسیر نوشتار را مشخص کند ولی رهایی از ساختار بر اساس چند کلمه ی مستبد در ابتدای راه نوشتن کمک می کند که ذهن سیال بتواند آنچه را که می خواهد در قامتی زیباتر بیافریند.

 برای درک این موضوع به عملکرد کارگردانانی که اجازه می دهند بازیگر از جملات بداهه استفاده کنند و آنهایی که نمی گذارند که بداهه گویی روی دهد نگاه کنید تفاوت عملکرد آنها در بازخوردهای اجتماعی کاملا مشخص است.

نوشتن های بداهه می تواند در آخر کار ژانر اثر را مشخص کند.

پیشنهاد من :

 این است که بدون توجه به ژانر بنویسید. ژانر به خودی خود پدید خواهد آمد.

واگویه های روزمره ی نویسنده
جمشید و یوحنا