انشا نویسی نوین
قبلا در باره ی انشا نویسی و توانمند سازی نویسنده ی مبتدی به گفتگو پرداخته ایم.
در نوشتار قبلی موضوع انشا نویسی به عنوان اولین پرده از نمایش تزویج کلمات به دست نویسنده نمایان می شود . توصیف های اولیه در باره ی بهار را به یاد داریم ولی امروز باید بدانیم که انشا نویسی آخرین پرده از توانمندی یک نویسنده در ایجاد یک آفرینش نوین و تازه است.
اگر به دقت به اخبار روز دنیا نگاه کنید در خواهید یافت که کنوانسیون های مختلف در خصوص مسائل مختلف در غالب اسناد طبقه بندی شده گاهی در ده ها هزار صفحه در یک نسخه ی محرمانه در بایگانی یک مرکز جاسوسی مثل سیا و امثال آن ثبت و ضبط و نگهداری می شوند.
سوال این است که چه کسی آنها را می نویسد؟
اگر به دقت بهاین موضوع بیندیشیم خواهیم یافت که انشا نویسی به عنوان آخرین مرحله از روال کاری یک نویسنده می تواند نقشی موثر میان جنگ های اتمی دو ابر قدرت نظامی در جهان ایفا کند.
انشا نویس در یک شب که دو ابر قدرت تصمیم به صلح می گیرد باید توافقنامه بنویسد .
توافق نامه ای که در آن تزویج کلمات و عبارات بقدری سخت و پیچیده است که ممکن است نتواند آتش جنگ را خاموش کند و یا ممکن است باعث شود در سال های بعد آتش جنگی دیگر را بیفروزد. از این رو است که هنر نوشتن به کار سیاسیون و جامعه شناسان یک جامعه می آید و آن وقت است که نویسنده ی هنرمندی که هم راستا با سیاسیون به رشد و تقویت توان قدرتمندی قلمش پرداخته به این امر گمارده می شود و او توافقنامه ای می نویسد که امضا کنندگان آن ملزم می شوند آنچه نوشته شده است را اجرا کنند.
و بر همین اساس که اساس نوشتن در همه حالات برای صلاح جوامع بشری بسیار اهمیت دارد و نویسنده ای که می تواند توافق نامه را بشناسد و بنویسد و تدوین نماید بسیار هنرمند است . هنرمندی که هرگز پای توافقنامه ها نامی از او وجود ندارد و هیچکس پی نمی برد که متن این جریان انشا شده را چه کسی تدوین نموده است.
و شما ای برادر یا خواهر نویسنده ای که به این امر پرداخته ای و به انشا نویسی نوین در سایه ی قدرت بزرگ جهانی تن داده ای، هنر تو زمانی نمایان می شود که با به کار گیری یک عبارت خاص دو پهلو و یا یک کلمه ی خاص در میان متن توافق نامه توانسته باشی جریانی از اندیشه ی غالب را در متن بگنجانی که اثر آن در سالهای بعد نمایان شود و اینجا تو تصمیم گیرنده هستی که می خواهی در مسیر جنگ های بعدی قدم برداری یا مصالحه های بعدی.
و به این روال است که بسیاری از کدورت های به واسطه ی همین انشا ها در سال های بعد یا ایجاد می شود و یا از میان می رود.
به هر حال همه ی ما نویسنده ها در این دنیای پر مشغله و پر هیاهو خود را به نوعی درگیر موضوعی نموده ایم که جهانبینی ما را نمایش می دهد و به هر حال با واژه هایی کشتی می گیریم که می تواند اندیشه ی فردی و جهانی را در خصوص یک موضوع تغییر دهد و خدا کند که اندیشه ی نویسنده در خصوص تولید محتوا بتواند به صلاح جامعه ی بشری قدم بردارد و نه بر خلاف آن.
پیرایش و ارایش برای همه ی جوامع وجود دارد و این کلمات یک نویسنده است که جامعه را می تواند وادار به پبرایش خود نماید و یا به آرایش آن بگمارد.
و ترس من در این راستا این است که نویسنده بر اساس جهانبینی های خبیثانه بخواهد دست به قلم بشود و در پشت لایه هایی از عطوفت و مهربانی بخواهد تیغ تیز بر شاهرگ خواننده بگذارد و آن را بساید تا خونریزی رخ دهد و کار تمام شود.
و این واقعا ترسناک است.
انشا نویس به عنوان آخرین شمشیر زن میدان های جنگ تنها کسی است که می تواند جهانبینی خاموش خود را به نفع یا به ضرر رشد و توسعه ی جامعه ی انسان به کار ببرد.
شما یقین بدانید که سیاسیون بزرگ هم حوصله ی خواندن انشا های طولانی را ندارند و این بی حوصلگی در خوانش متون طولانی همیشه توانسته جای خالی مناسبی برای بروز اندیشه ی نویسنده را باز بگذارد.
به امید خداوند متعال امید است که نویسندگان به نفع فطرت بنویسند تا توسعه به نفع آگاهی جهانی همیشه به نفع کامروایی انسان های فرهیخته به پیش برود.